+ - x
 » از همین شاعر
1 یک اتفاق ساده
2 بین دو بیداری
3 بی تویی
4 تلخ و شیرین
5 در تنور فاصله
6 گلاویز با خود
7 شکر خدا
8 چراغ اندیش
9 فرا انتظاری
10 جهنم در جزیره

 » بیشتر بخوانید...
 چشمم همی پرد مگر آن یار می رسد
 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
 مستم از باده های پنهانی
 این چنین پابند جان میدان کیست
 خسته
 مبارکی که بود در همه عروسی ها
 هر که چون پروانه از خود سوختن پروا نکرد
 من این ایوان نه تو را نمی دانم نمی دانم
 جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سالها شد انزوایی در من است
گوش کن! شاید صدایی در من است

در گلویم، یک قناری انتظار
چهچه ی آوازِ پایی در من است:

خواب می بینم، که دریا می شوم
از رسیدن، ابتدایی در من است،

لیک از زخمِ شب و گرگان درد
سینه ی پُرماجرایی در من است

در هجوم سایه ها و اضطراب
کودکِ درد آشنایی در من است

آی مادر! خنده ی گرمت کجاست؟
حسرت یک لای لایی در من است

جنگجوی خسته ات از پا فتاد
گریه ی فرمانروایی در من است

یک وطن، گمکرده-راهِی، گام، گام،
صد مسافر، ناکجایی در من است

***

کفر تنهایی مسلمانم نکرد
عاشقم! گویی خدایی در من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *