+ - x
 » از همین شاعر
1 گلاویز با خود
2 انسان نامریی
3 نیمه راه
4 در تنور فاصله
5 فرار
6 یک اتفاق ساده
7 دیوانه یی در من
8 بیتویی های من
9 عشق یعنی
10 من و زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 من از این خانه به در می نروم
 خدنگ آه بشنفم بکف کمال هلال
 ارجعی زآمدنش طبل و لوا دار بود
 من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
 ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
 ای ديده خورشيد يقين ميتابد از جای دگر
 ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
 وصف آن مخدوم می کن گر چه می رنجد حسود
 خزان دوباره نرفت
 اگر این مکتب است و این ملا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

هم از سکو ت، هم ز صدا درد می کشم
من در تمام آیینه ها درد می کشم

هر صبحدم که پنجره را باز می کنم
در جستجوی خود همه جا درد می کشم

مَردم شدم که عشق بیاموزم، ای دریغ!
در زیر دست و پای شما درد می کشم

در کوچه ها که می نگرم ازدحام را
از کهنه ̊ راه و حسرت پا درد می کشم

در مردمی که صبر و خموشی عبادت است
تا بی سفر دیار خدا درد می کشم

آنسوتر از بهشت کسی حاجتی نخواست
از ارتفاعِ پست دعا درد می کشم


"آدم" شکست در من از این عشق گمشده
در لابلای زخم "حوا" درد می کشم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *