+ - x
 » از همین شاعر
1 چراغ اندیش
2 خودکاوی
3 در ازدحام درد
4 فریادی از کوچه
5 کوچ
6 آنسوی اضطراب
7 در تنور فاصله
8 من و اختیار
9 اضطراب آیینه
10 در پله ها

 » بیشتر بخوانید...
 این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
 تدبیر مهمانی
 در بگشا کآمد خامی دگر
 ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
 آن کس که ز تو نشان ندارد
 تکت لاتری
 خراسان
 به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
 بخش دهم
 چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چه انتظار سفر مرده در قبیله ی ماست
که هرچه می نگری گام های بی فرداست

نه آفتاب خبر می دهد ز رویش صبح
نه ماه̊ دخترک رو گشاده ی زیباست

دو سوی پنجره توفان و خواب در جنگ اند
صدای رعد گمانم صدای خشم خداست

نشد که پله به پله به آفتاب رسیم
چو گردباد بلندیم و گَرد̊ باد هواست

چگونه جار زنم از بهار و سبزه و سرو
که رقص داس و تبر روبروی آیینه هاست

دو دست عاشق من پله های درد شما
بگو کجاست رسیدن، بگو کجاست کجاست؟!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *