+ - x
 » از همین شاعر
1 عید تلخ
2 در تنور فاصله
3 قصه یی برای کودکم
4 دیوانه یی در من
5 بی تویی
6 خودکاوی
7 فرا انتظاری
8 نا تسلیم
9 خواب ناتکرار
10 فردایی

 » بیشتر بخوانید...
 ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته
 کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
 ای در غم تو به سوز و یارب
 برست جان و دلم از خودی و از هستی
 قدر غم گر چشم سر بگریستی
 در شکافهای سایه روشن قطبی
 بازگشت
 از دل رفته نشان می آید
 پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یكیست
 واژه ی منفی

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

چقدر نارسیده ام، از این سفر به آن سفر
طلوع ِ بی سپیده ام، از این سفر به آن سفر

بگو بگو! کی ام کی ام؟ کجاست آشیان من!
عقاب سر بریده ام، از این سفر به آن سفر

به شاخ و برگ باغ من، طنابِ دار بسته اند
شگوفه ی تکیده ام، از این سفر به آن سفر

ز چوبِ سقف خانه ام، که پیر و دل شکسته است
فقط تبر شنیده ام، از این سفر به آن سفر

به قدر گورِ کوچکی، تهی ز جنگ و انتظار
به خود قفس تنیده ام، از این سفر به آن سفر

لحافِ زخم و اضطراب، و بالشی ز انفجار
مگو که آرمیده ام، از این سفر به آن سفر

***

قناری ام برای سنگ، اسیر آسمان ِ تنگ
فقط تفنگ دیده ام، از این سفر به آن سفر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *