+ - x
 » از همین شاعر
1 لحظه های گم شده
2 در میان دو تهی
3 از تو چه پنهان
4 ناگفته ها در نگاه
5 دو بن بست
6 از باغ تا بن بست
7 من و زندگی
8 خواب ناتکرار
9 پاندول ساعت
10 فردایی

 » بیشتر بخوانید...
 ز آهم مجویید تأثیر را
 تویی نقشی که جان ها برنتابد
 گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش
 چون دل جانا بنشین بنشین
 با ما شراب از خم حيرت فزا بنوش
 هل طربا لعاشق وافقه زمانه
 چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
 اگر با تو نبودم
 چه گویم رقص تو چون است و چون نیست
 باور پاک

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

چقدر نارسیده ام، از این سفر به آن سفر
طلوع ِ بی سپیده ام، از این سفر به آن سفر

بگو بگو! کی ام کی ام؟ کجاست آشیان من!
عقاب سر بریده ام، از این سفر به آن سفر

به شاخ و برگ باغ من، طنابِ دار بسته اند
شگوفه ی تکیده ام، از این سفر به آن سفر

ز چوبِ سقف خانه ام، که پیر و دل شکسته است
فقط تبر شنیده ام، از این سفر به آن سفر

به قدر گورِ کوچکی، تهی ز جنگ و انتظار
به خود قفس تنیده ام، از این سفر به آن سفر

لحافِ زخم و اضطراب، و بالشی ز انفجار
مگو که آرمیده ام، از این سفر به آن سفر

***

قناری ام برای سنگ، اسیر آسمان ِ تنگ
فقط تفنگ دیده ام، از این سفر به آن سفر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *