+ - x
 » از همین شاعر
1 چراغ اندیش
2 بی دروغ
3 آنسوی شعر
4 حالا و همیشه
5 قصه یی برای کودکم
6 من و زندگی
7 عشق یعنی
8 در پله ها
9 پگاه
10 بین دو بیداری

 » بیشتر بخوانید...
 باز در اسرار روم جانب آن یار روم
 آن کس که ز تو نشان ندارد
 به کودکان در خون خفته ی هلوکاست غزه
 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
 مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
 بخاک طينت شوقم زلال اشک سمندر شد
 مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا
 عشق جانان مرا ز جان ببرید
 راگ گریه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دهانِ تلخ و دلِ تنگ، در کنار شبم
مرا چراغ بپوشان، که سنگسار شبم

دو کفش روز به من هدیه کن که کوچ کنم
که سالهاست به بن بستِ بی گذار شبم

غروب̊، باغِ به آتش کشیده است، بیا!
کنار شاخه ی بشکسته ی انار شبم

ببین! تولد گرگِ سیاهِ بدمست است
بیا مترس! که آبستن شکار شبم

ز نسل عشق، تویی نعره می زنی در من
به پشت پنجره ها عاشق فرار شبم

***

درختِ شب به زمینم گرفته ریشه، و من
تبر به دست ترین دشمنِ تبار شبم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *