+ - x
 » از همین شاعر
1 تقلا در تهی
2 فرار
3 دیوانه یی در من
4 بی تویی
5 اضطراب آیینه
6 من و زندگی
7 حالا و همیشه
8 پاندول ساعت
9 انسان نامریی
10 فاصله، معنی دیگر شب

 » بیشتر بخوانید...
 پیوند
 دلا مکن بجهان کار و بار هوس
 آیینه ها
 من لاله ی آزادم
 اندک اندک جمع مستان می رسند
 افند کلیمیرا از زحمت ما چونی
 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
 افسانه ی زندگی
 ز نور شمع من بزم رقیبان روشن است امشب
 ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مثل ابری، در دو دست گرم تو دریا شدم
با تو بگذشتم ز تنهایی، که تا زیبا شدم

در غبارِ سرد گم بودم میان ازدحام
با دو گام عشق پیوستی به من، پیدا شدم

بی تو مثل چشمه یی بودم بدون رقص آب
با تو پیوند دو تا دریاچه در صحرا شدم

شخم می زد خشم ها بر ریشه ام، با خنده ات،
یک قناری، یک چمن، یک باغ، یک دنیا شدم

آتش و باروت نزدیک اند در من سالهاست
یک بغل با مهربانی آمدی، بودا شدم

***

زندگی بازیچه ی بیهوده ی تکرار نیست
شب شدم، از نیمه بگذشتم، که تا فردا شدم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *