+ - x
 » از همین شاعر
1 نیمه راه
2 آنسوی شعر
3 از تو چه پنهان
4 در تنور فاصله
5 لحظه های گم شده
6 حالا و همیشه
7 نا تسلیم
8 دگراندیش
9 قصه یی برای کودکم
10 چراغ اندیش

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای طوطی گویای اسرار
 روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
 مرور یک گرداب
 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
 دیوانه یی به کعبه گریبان دریده بود
 خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
 چون دل جانا بنشین بنشین
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
 باز گردد عاقبت این در بلی
 فصل سبز شعر

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

اگرچه خسته ام از درد جستجوی کسی
هنوز بوی سفر میدهم به سوی کسی

به دور حنجره ام سیم خاردار سکوت
چگونه جیغ کشم، جیغ! از گلوی کسی؟

تفنگ و سنگ و سلام اند هم قبیله ی هم
همین که آیینه گردم به روبروی کسی

خدای جنگ چرا؟ عشق̊ زاده است مرا
نه بَرده ام، نه غلام و نه جنگجوی کسی

***

خدا خداست، خدا، پادشاه بی لشکر
به خویش گوش کنم، نی به های و هوی کسی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *