+ - x
 » از همین شاعر
1 فریاد بی آوا
2 فرار
3 ای قدمت چراغ من!
4 باغ من
5 زندان
6 هنگامه
7 ای کاش
8 شوق بی نیاز
9 کوه، دریا
10 قصه های تلخ

 » بیشتر بخوانید...
 بیا ای رونق گلزار از این سو
 به خانه گریه می كردم گرفت آیینه « سازم » را
 فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی را
 می خور که فلک بهر هلاک من و تو
 یا راهبا انظر الی مصباح
 ای دزدیده چشم از آهو
 زیر پیراهنت جای من است
 این طرف و آن طرف
 چون بزند گردنم سجده کند گردنش
 تا به جان مست عشق آن یارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

...عاقبت به حضور بهار پی بردیم
به عطر گمشده روزگار پی بردیم

زمین و هر چه در او هست در ستایش ماست
که ما به معنی فرجام کار پی بردیم

بگو به سنگ نیارد دل از زمانه به تنگ
که ما به ارزش آن انتظار پی بردیم

زبسکه شسته باران چشم خویش شدیم
به عمق روشنی چشمه سار پی بردیم

چو در کنار نشستیم و رنگ هم گشتیم
به راز عزت سرخ انار پی بردیم

دگر به صفحه دل جای گرد نیست که ما
به حسن آیینه بی غبار پی بردیم

در خاطر ما بیش ازین خزانزده نیست
که عاقبت به حضور بهار پی بردیم
۱۳۸۱


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *