+ - x
 » از همین شاعر
1 باغ من
2 فرار
3 استسقا
4 ناز دخترانه
5 هنگامه
6 زندان
7 زهرآگین
8 تا بیکران خالی
9 شوق بی نیاز
10 ای کاش

 » بیشتر بخوانید...
 چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را
 رنگ حنا بدست تو ای نوجوان خوشست
 منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
 در نظربازی ما بی خبران حیرانند
 چه خوش بی کيف و صوت او اياز هو باشد
 ای مونس و غمگسار عاشق
 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
 ز خامی عشق ناميدم هوس را
 آبسال

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دوست دارم معنی امید را باور کنم
راه غم بر بندم و فکر ره دیگر کنم

ریشه های زندگی را آبیاری لازم است
بعد از این آینده را نوشاب در ساغر کنم

چشمه مهتاب را در سایه ها جاری کنم
سرو ها و سبزه ها را غرق در اختر کنم

باغ من در روشنی رشک گهرها می شود
گر گل خورشید را دعوت به این محشر کنم

روزگار از کار من افسانه ها خواهد نوشت
دوست دارم سینه تاریخ را پر زر کنم

انجمن گر در سرودنها مرا یاری کند
شعر ناب خویش را آذین هر دفتر کنم

جدی ۱۳۷۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *