+ - x
 » از همین شاعر
1 شوق بی نیاز
2 ای کاش
3 باغ من
4 فرار
5 پربار
6 آدم، سنگ، آهن
7 زهرآگین
8 تا بیکران خالی
9 آبسال
10 عبث

 » بیشتر بخوانید...
 ای زیان و ای زیان و ای زیان
 روز باران است و ما جو می کنیم
 اشک
 از اضغاث احلام یک ملاّ
 گلهای اطلسی
 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
 تا نقش خیال دوست با ماست
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 دیگر نمانده تاب فراق تو در سرم
 تو چه دانی که ما چه مرغانیم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دوست دارم معنی امید را باور کنم
راه غم بر بندم و فکر ره دیگر کنم

ریشه های زندگی را آبیاری لازم است
بعد از این آینده را نوشاب در ساغر کنم

چشمه مهتاب را در سایه ها جاری کنم
سرو ها و سبزه ها را غرق در اختر کنم

باغ من در روشنی رشک گهرها می شود
گر گل خورشید را دعوت به این محشر کنم

روزگار از کار من افسانه ها خواهد نوشت
دوست دارم سینه تاریخ را پر زر کنم

انجمن گر در سرودنها مرا یاری کند
شعر ناب خویش را آذین هر دفتر کنم

جدی ۱۳۷۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *