+ - x
 » از همین شاعر
1 باغ من
2 شوق بی نیاز
3 رشته های پولادین
4 نیزه خورشید
5 زندان
6 کوه، دریا
7 آبسال
8 زهرآگین
9 پربار
10 حسن خدایی

 » بیشتر بخوانید...
 مطربا اسرار ما را بازگو
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
 از پگه ای یار زان عقار سمایی
 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
 شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
 سحرگاهان که مخمور شبانه
 بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
 باده ده ای ساقی جان باده بی درد و دغل
 رفتم به چمن تا که بگيرم خبر گل
 شعر بلند اندام تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دوست دارم معنی امید را باور کنم
راه غم بر بندم و فکر ره دیگر کنم

ریشه های زندگی را آبیاری لازم است
بعد از این آینده را نوشاب در ساغر کنم

چشمه مهتاب را در سایه ها جاری کنم
سرو ها و سبزه ها را غرق در اختر کنم

باغ من در روشنی رشک گهرها می شود
گر گل خورشید را دعوت به این محشر کنم

روزگار از کار من افسانه ها خواهد نوشت
دوست دارم سینه تاریخ را پر زر کنم

انجمن گر در سرودنها مرا یاری کند
شعر ناب خویش را آذین هر دفتر کنم

جدی ۱۳۷۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *