+ - x
 » از همین شاعر
1 ای قدمت چراغ من!
2 پربار
3 شکست
4 زهرآگین
5 استسقا
6 آبسال
7 عزت سرخ
8 کوه، دریا
9 ای کاش
10 زندان

 » بیشتر بخوانید...
 ترانه تاریک
 ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی
 دگرباره شه ساقی رسیدی
 کسی که غیر این سوداش نبود
 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو
 بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
 نوریست میان شعر احمر
 بیتویی های من
 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای آسمان ببار که این خاک سوخته
در اشتیاق قطره باران زندگی است
لبهای خشک و سینه آتش گرفته اش
تصویری از نمایش پایان زندگی است

ای ابر جنبشی که در ین سرزمین داغ
چشم هزار مزرعه در انتظار توست
بازآ که کوههای زمرد نشان شهر
عمریست جامه کرده سیه سوگوار توست

ای آب ای طبیب طبیعت عیادتی
کز درد دوریت دل گلها شکسته است
دیگر نمانده تاب تحمل به غنچه ها
در حسرت تو خنده به لبها شکسته است

یارب روا مدار که دهقان نا توان
در کوره زمانه لب تشنه جان دهد
یک قطره آب رحمت بی انتهای تو
بر دستهای خسته دهقان توان دهد

یارب به کو چیهان دل افسرده الفتی
یارب به سوز سینه دریا عنایتی
یارب به خشکی لب سوزان چشمه ها
بر دشتهای سوخته، باران رحمتی

ما بندگان نادم و بشکسته قامتیم
غرق گناه گشته و در جهل و ظلمتیم
یارب روا مدار که بیچاره تر شویم
بر ما ببخش گر چه سزاوار محنتیم

آبی بریز بر سر ما کندر آتشیم
آبی که چشم چشمه خشکیده، تر شود
این خاک داغ خوابگه عاشقان توست
هرگز روا مدار که زیر و زبر شود


اسد ۱۳۷۹


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *