+ - x
 » از همین شاعر
1 چشمان تاریک
2 باران
3 بهار دیگر
4 غزل آخرین انزوا
5 بارون
6 شبانه
7 شعر گمشده
8 احساس
9 شبانه
10 شبانه

 » بیشتر بخوانید...
 مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری
 این کبوتر بچه هم عزم سفر کرد و پرید
 به دکان نفس دارم بنا آيينه سازی را
 سکوت سرد و سیاه
 هم به درد این درد را درمان کنم
 بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
 امشب چه باعث است که خوابم نمی برد
 بوسه ای داد مرا دلبر عیار و برفت
 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
 هر ذره که در خاک زمینی بوده است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

ناشناس:

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *