+ - x
 » از همین شاعر
1 پشت دیوار
2 از نفرتی لبریز
3 طرح
4 پریا
5 آخرین تیر ترکش آنچنان که می گویند
6 رُکسانا
7 بهار خاموش
8 شعر ناتمام
9 سرود ابراهیم در آتش
10 راز

 » بیشتر بخوانید...
 نزدیک توام مرا مبین دور
 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
 صبح آمد و صحیفه مصقول بر کشید
 مرا اقبال خندانید آخر
 دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
 عقلنامه
 آواز آبشار
 دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
 قلت له مصیحا یا ملک المشرق
 دوشیزگان شعرم اگر نیست برقع پوش

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه
یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

ناشناس:

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *