+ - x
 » از همین شاعر
1 حق با پدر بود
2 هوای من
3 گنج
4 شعری که نخواستی مال تو باشد
5 تعادل
6 فقط و فقط تو را
7 در فاصله ی دردناک آب، میان قاره ها
8 زمان
9 تمام روز، تمام شب
10 می لغزد

 » بیشتر بخوانید...
 یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این
 ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
 مست خوابی و نرگست باز است
 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ام کو سلسله
 الا میر خوبان هلا تا نرنجی
 بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
 ز من گیر این که مردی کور چشمی
 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تو را دوست دارم

تو را که زمینه ی تمام رویاهایم هستی

تو را که هر بار از درت گذشتم

روحم روی کفش هایت چکیده، پیچک گشت.

کناراب چیز بدی نیست، نازنینم

از وقتی به آن تبدیل شدم که اصلن

هوا فقط کم است، این زیر

و دست و پای من کوتاهتر از فلس ماهی هاست

و هر چه آب فرو می دهم، از گوش هایم بیرون نمی زند.

کناراب، روح غمگینی است که شبها

به حافظه اش فکر می کند

اصلن وقتی تو را ندارم

گور پدر هر چه حافظه ی دور است و نزدیک.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *