+ - x
 » از همین شاعر
1 دیگر تنها نیستم
2 آخرین تیر ترکش آنچنان که می گویند
3 شبانه
4 بدرود
5 در رزم زندگی
6 سرود ابراهیم در آتش
7 شبانه
8 بادها
9 گل کو
10 مه

 » بیشتر بخوانید...
 مرز
 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
 باور
 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
 این کینه وران باز به نیرنگ دگر
 راضی به مرگ می كند این ریسمان مرا
 ورا خواهم دگر یاری نخواهم
 سماع آمد هلا ای یار برجه
 ای در غم تو به سوز و یارب
 می بده ای ساقی آخرزمان

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ما نوشتیم و گریستیم
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ...

کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت

ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *