+ - x
 » از همین شاعر
1 تبسم های زخم وحشت
2 شکار بوی ارچه
3 قصیده ی نور
4 فریاد خسته
5 چراغ هوش
6 تن کهنه قصر بلخم
7 هر ثانیه چو قرن بمیرد
8 احتفال وضع
9 طعنه ساز
10 جستجوی تو

 » بیشتر بخوانید...
 در خون دلم رسید فتوی
 چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
 عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
 علاج چشم عمر
 حرم جز قبله قلب و نظر نیست
 از جرم گل سیاه تا اوج زحل
 باران
 ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
 از لب یار شکر را چه خبر
 تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

به پیشگاه خداوندگار بلخ حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی (رح)


مبارک میشود هر واژه در پیوند نام تو
و خاک خسته زر میگردد از آهنگ گام تو

مبارک میشود هرسینه با یاد گرامی ات
از آن شاهی کند هرجا که می بینم غلام تو

مبارک میشود جریان فکر و لحظه های من
به هر آنی که می بویم شمیم مستدام تو

ز بلخ و دهلی و تورنتو، تا اینجا به درگاهت
فراخوانده مرا شوق تمام و احترام تو

مبارک میشود در «کعبت العشاق» جان من
که یابم خویش را دراوج عشق و التزام تو

به دور کعبه ات خیل کبوترهای اخلاصم
طوافی میکند آرد بجا عرض سلام تو

چکاوک وار در هر شاخۀ تو می سرایم من
شوم روزی سزاوار تنعّم های دام تو

در اقلیمت تولد میشوم از نو جوان و پیر
اگر نوشم از آن گلبادۀ الهام جام تو

مراد و مرشد و میر و امام و قبله یی بابا!
فروزان گشته ام از اهتمام صبح و شام تو

الا سلطان روم و مرشد عالم، عزیز بلخ!
ز مشرق تا به مغرب روشن از قال و قیام تو

زمین پاک «قونیه» که شادان از حضور توست
به هر سمتی تنیده مهربانی و پیام تو

سلام من به این گلخانۀ شرع و تصوف باد
که هر صبحی در آذان شفق آید کلام تو

سماع و ناله ات بنشسته در هر عنصر هستی
که در موسیقیی گیتی بود صوت نظام تو

جهان در خویش می بالد که تا نای تو می نالد
کشیده دست الفت بر سر عالم مرام تو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *