+ - x
 » از همین شاعر
1 حریق سرد
2 مه
3 بازگشت
4 گل کو
5 شبانه
6 شبانه
7 دیوارها
8 مرگ نازلی
9 به تو سلام می کنم
10 پریا

 » بیشتر بخوانید...
 عرض لشکر می دهد مر عاشقان را عشق یار
 از باغ تا بن بست
 ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
 چو می بینی که رهزن کاروان کشت
 در سرزمین های دیگر
 طالبان
 روز ما را دیگران را شب شده
 یا منیر الخد یا روح البقا
 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر،
که به آسمان بارانی می اندیشید

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه پر نیلوفر باران،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود

و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه نیلوفرها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *