+ - x
 » از همین شاعر
1 ترا من انتظارم
2 زندگی ارزد به تن
3 وطن
4 یک روز
5 بنویس...
6 با هوش پدر
7 تن کهنه قصر بلخم
8 تبسم های زخم وحشت
9 خط آفتاب
10 اگر با تو نبودم

 » بیشتر بخوانید...
 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
 اگر درد مرا درمان فرستی
 به من نگر که منم مونس تو اندر گور
 حضور ناخلف بغض
 آمدم باز تا چنان گردم
 مار در محراب
 از دلبر ما نشان کی دارد؟
 این کیست چنین مست ز خمار رسیده
 سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
 لب جویی که از عکس تو پردازی ست آبش را

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

اگر با تو نبودم، غنچه ای در آب میدادم
و گلبانگ محبت را، به هر محراب میدادم

اگر با تو نبودم، مهر و مه را میسرودم من
سر گیسوی ابهامی، به هر سو تاب میدادم

اگر با تو نبودم، دل به بند آب و گِل بسته
شمیم تلخ بلخ و کندز و کولاب میدادم

اگر با تو نبودم، در غبار خواهش نفسی
سلام صبح آمو را، به هر مرداب میدادم

اگر با تو نبودم، حجم سبز لحظه هایم را
به هنگام شفق، در ناله ی مرغاب میدادم

اگر با تو نبودم، چون روان جاری ِ دریا
نسیم خنده ی موجی، به هر گرداب میدادم

اگر با تو نبودم، غربت هستی چه سنگین بود
که غافل از نفس، دستی به هر تالاب میدادم

اگر با تو نبودم، خویش را گم کرده از حیرت
جواب حسن بیداری، به چشم خواب میدادم

اگر با تو نبودم، در پی هر خدعه ی رستم
شکست خویش را با پیکر سهراب میدادم

اگر با تو نبودم، بودنم هرگز نبود آسان
که پبوند نگین خاک با مهتاب میدادم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *