+ - x
 » از همین شاعر
1 غزل خستگی
2 طعنه ساز
3 حضور ناب
4 هر ثانیه چو قرن بمیرد
5 ترا من انتظارم
6 خط آفتاب
7 راگ وسواس
8 ابریشم و عصل
9 سبز و نغز و مغز
10 عصر بی فال

 » بیشتر بخوانید...
 الا ای طوطی گویای اسرار
 تنها نه همين سنبل و ريحان کج و پيچ است
 پیوند
 گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
 افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
 چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من
 من از سخنان مهرانگیز
 من که حیران ز ملاقات توام

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

اگر با تو نبودم، غنچه ای در آب میدادم
و گلبانگ محبت را، به هر محراب میدادم

اگر با تو نبودم، مهر و مه را میسرودم من
سر گیسوی ابهامی، به هر سو تاب میدادم

اگر با تو نبودم، دل به بند آب و گِل بسته
شمیم تلخ بلخ و کندز و کولاب میدادم

اگر با تو نبودم، در غبار خواهش نفسی
سلام صبح آمو را، به هر مرداب میدادم

اگر با تو نبودم، حجم سبز لحظه هایم را
به هنگام شفق، در ناله ی مرغاب میدادم

اگر با تو نبودم، چون روان جاری ِ دریا
نسیم خنده ی موجی، به هر گرداب میدادم

اگر با تو نبودم، غربت هستی چه سنگین بود
که غافل از نفس، دستی به هر تالاب میدادم

اگر با تو نبودم، خویش را گم کرده از حیرت
جواب حسن بیداری، به چشم خواب میدادم

اگر با تو نبودم، در پی هر خدعه ی رستم
شکست خویش را با پیکر سهراب میدادم

اگر با تو نبودم، بودنم هرگز نبود آسان
که پبوند نگین خاک با مهتاب میدادم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *