+ - x
 » از همین شاعر
1 سرود ابراهیم در آتش
2 شبانه
3 عشق عمومی
4 دیگر تنها نیستم
5 سرگذشت
6 به تو سلام می کنم
7 تو را دوست میدارم
8 انتظار
9 مجال
10 برخاستن

 » بیشتر بخوانید...
 پیک فرهادم خبر از بیستون آورده ام
 می دوید از هر طرف در جست و جو
 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
 ای مرغ گیر دام نهانی نهاده ای
 صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
 شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی
 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
 دلی دارم که گرد غم نگردد
 گر چه با اینهمه خوبی سر و کار تو نبود
 بیا که قصر امل سخت سست بنیادست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

دستهای گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.
نغمه در نغمه درافکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
رنگ ها در رنگ ها دویده،
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشته ای در پیراهن
از انسانی که توئی
قصه ها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *