+ - x
 » از همین شاعر
1 احتفال وضع
2 سلام حق
3 شعور سبز
4 فریاد خسته
5 وطن
6 سیاهی هوش
7 برگ عمر
8 تماس پای خورشید
9 جستجوی تو
10 زندگی ارزد به تن

 » بیشتر بخوانید...
 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
 بارها گفته ام و بار دگر می گویم
 تنهایی در صورتم جیغ می زند
 بسليمان خبر از دبدبهء مور مگو
 مرور یک گرداب
 حال خونین دلان که گوید باز
 شبی که چشم تو با چشم من مقابل بود
 من كه مُردم زنده گی آمد سر گورم گریست
 فلتر کن و فلتر کن
 بهشتی بهر پاکان حرم هست

۲.۵
امتیاز: ۲.۵ | مجموع آراء: ۲

چراغ گل نگاه ماهتاب است
و خواب گل ازان در شب خراب است

بنوشد شیرۀ مه پیکر سبز
که این شیره ز نور آفتاب است

نسیم آرد نوای آبشاران
نوایی که همآوای رباب است

برقصد سوسن و نسرین و نرگس
بخواند «قرصکی» هرچه گلاب است

بگیرد رخصتی پروانه از بزم
که ساز ارغنون آهنگ آب ا ست

ترصد خانه ی آفاق، آری
برای دیدن این دم مُجاب است

نه می باشد مُجاز، نی سفره ی گرم
که دید مستی را مستی حجاب است

بیاشامد نیایش برگ و بته
«سعادت» سرمه نوش چشم خواب است

**

به احساسم دوید این نکته دیشب
که تصویرش کنون درشعر قاب است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *