+ - x
 » از همین شاعر
1 جستجوی تو
2 همنفسی
3 احتفال وضع
4 طعنه ساز
5 هر ثانیه چو قرن بمیرد
6 تن کهنه قصر بلخم
7 فریاد خسته
8 چراغ هوش
9 شکار بوی ارچه
10 قصیده ی نور

 » بیشتر بخوانید...
 برخیز و مخور غم جهان گذران
 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
 آه دریا دریا!
 نگاری را که می جویم به جانش
 از یاد رفته
 سنگ گور
 عصیان بندگی
 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
 خروش خاک خراسان
 هرچه اندوخته بودم همه لا يحصل بود

۳.۷
امتیاز: ۳.۷ | مجموع آراء: ۳

کسی شکسته صراحیِ آتشین مرا
به کلک شام نهاده شفق نگین مرا

ندانم از چه خدا کرد باژگونی نصیب
به ترک و تازی بداده حساب دین مرا

ذلیل کرده هم آورد پیش بانگ تبار
به سایه و شب و تنهایی همنشین مرا

کنون به طعنه بگوید دلال نطفه فروش
به برد و باخت گرفتند سرزمین مرا

«سعادت» از نفس صبح آتشی افروز
که تا سپیده دهد بوسه از یقین مرا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *