+ - x
 » از همین شاعر
1 واژه ی منفی
2 آبنوش سپیده
3 مه نشین عاطفه
4 کوچه ی ما
5 بوسه گاه رحمت
6 باژگونی
7 مهار تبسم
8 رهروان روز
9 هر ثانیه چو قرن بمیرد
10 عصر بی فال

 » بیشتر بخوانید...
 کسی کو را بود خلق خدایی
 صبر با عشق بس نمی آید
 شدم از بسکه سخنور سخن از يادم رفت
 میان تیرگی خواب و نور بیداری
 تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
 ای آنکه به گهوارهء تن جان من استی
 خیاط روزگار به بالای هیچ مرد
 مکن مکن که روا نیست بی گنه کشتن
 خرم آنروز

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

چندیست عذاب می کشم من
از دود سحاب می کشم من

در گوش کر معاشرانم
فریاد کتاب می کشم من

از شرشره ی حواس این نهر
آهنگ حباب می کشم من

گل های به آب داده ام که
خون از رگ آب می کشم من

ای شب تو که خواب من ربودی
از چشم تو خواب می کشم من

یک عالم خنده اشک من شست
از گریه جواب می کشم من

تا واژه به شعر تر شکسته
زان طعن رباب می کشم من

از چشمه ی صبح مهربانی
معنیی ثواب می کشم من

تصویر ادب تکیده در قاب
از پیری شباب می کشم من

در عصر مهار هر تبسم
از شعله شهاب می کشم من

با سرمه به چشم مست ایام
از لحظه شتاب می کشم من

افسرده چوگل «سعادت» از بوی
تا عطر گلاب می کشم من

31/08/2011


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *