+ - x
 » از همین شاعر
1 کوچه ی ما
2 ابریشم و عصل
3 زندگی ارزد به تن
4 تموزباره
5 خط آفتاب
6 قصیده ی نور
7 در بیصدایی
8 هر ثانیه چو قرن بمیرد
9 واژه ی منفی
10 آبنوش سپیده

 » بیشتر بخوانید...
 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
 شب چله
 در پله ها
 سبز و نغز و مغز
 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
 جوش اشکیم وشکست آیینه دار است اینجا
 صلا ای صوفیان کامروز باری
 ای آنک تو خواب ما ببستی
 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
 تدبیر مهمانی

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۳

هر سو صدای وِزوزِ باد است و شور و شر
جمعی خراب وسوسه، جمعی چی بی خبر

بعضی برون خانه تماشاگر وقوع
بعضی به خانه منتظر زنگ های در

تصویرها به حال فرار از فضای قاب
دیوانه ها به شوق نی و مغز و نیشکر

بازیگران عرصه ی این احتفال وضع
در فکر کوچ و عزم سفر جایِ خوب تر

ای حافظ قناری و باغ و بهار و نور!
آیا شود به چاره گری ها کنی نظر

بر باغی که به تازگی نوشد هوای سبز
خورشید لطف تو بکند هر سحر گذر

تهدیدهای شرق و شمال و جنوب و غرب
خنثی شود بدست تو ای یار دادگر


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *