+ - x
 » از همین شاعر
1 با هوش پدر
2 رهروان روز
3 سبز و نغز و مغز
4 ترا من انتظارم
5 تماس پای خورشید
6 احتفال وضع
7 راگ وسواس
8 طعنه ساز
9 نگارستان
10 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را

 » بیشتر بخوانید...
 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
 تکدرخت شرقی
 دیر آمده ای مرو شتابان
 باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری
 نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
 خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
 بشری اذ السلامه حلت بذی سلم
 چو گم شد پرتو عشق از دل من
 عقل آمد عاشقا خود را بپوش
 آلیس

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

صدای کوچه وهمسایه ها در خانه میریزد
شفق وقتی عسل در خواب هر دیوانه میریزد

سپیده زیر گام اضطراب رهروان روز
سلام خواهش روشن به آب و دانه میریزد

سپاه بوی زشت جوی ها شب گزمه میگردد
صدای عوعو سگها غم ویرانه میریزد

به آذان ها شود تاراج آزادیی خواب خوش
ولی گلخوشه ی تبلیغ ها افسانه می ریزد

ستوه اندوده گشته کِشت حرف بی صدای دی
که کفران ادب حتا ز هر فرزانه میریزد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *