+ - x
 » از همین شاعر
1 بوسه گاه عاطفه
2 سیاهی هوش
3 واژه ی منفی
4 راگ وسواس
5 خط آفتاب
6 ترا من انتظارم
7 کوچه ی ما
8 شعور سبز
9 چراغ گل
10 کارت معافیت

 » بیشتر بخوانید...
 آن را که به لطف سر بخاری
 بشستم تخته هستی سر عالم نمی دارم
 خداحافظ گل سوری
 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است
 گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
 شعر ناتمام
 آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
 تشنه
 ساقی بیار باده سغراق ده منی
 از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره ای

۳.۳
امتیاز: ۳.۳ | مجموع آراء: ۳

ترازوی طلایی تو کج شد
زبان گفتگوی ما فلج شد

گناهانی که کردی در همه عمر
بدوش مهربانی های حج شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *