+ - x
 » از همین شاعر
1 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
2 سفر بخير برو
3 مادر
4 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
5 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 در انتحار لحظه ها
8 گرد راه
9 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
10 خداحافظ گل سوری

 » بیشتر بخوانید...
 ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا
 گل گفت مرا نرمی از خار چه می جویی
 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
 بی دل شده ام بهر دل تو
 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
 طوبی لمن آواه سر فاده
 چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
 ترکبن طبقا عن طبق مولائی
 افتادن از چشمهایت پاییز بود

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۲۰

اگر می شد

اگر ميشد كه دردم را برايت گريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم

جوانی را وفا را عشق را ديوانگی ها را
بنام آرزو در يك لقايت گريه می كردم

اگر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو می نشستم از جفايت گريه می كردم

لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كردم

اگر عيبی ترا نسبت نمی شد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كردم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهروز:

khaili ghashang hast mofagh bashid




یاسین منصوری:

Salam




اوكتاى:

چه شعر قشنگ و دلنشين. روحش شاد و يادش گرامى باد!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *