+ - x
 » از همین شاعر
1 دو رباعی
2 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
3 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
4 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
5 ملت من
6 در انتحار لحظه ها
7 عشق چیست؟
8 دریا
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

 » بیشتر بخوانید...
 کارت معافیت
 قومی متفکرند اندر ره دین
 می شدی غافل ز اسرار قضا
 رباعیات امروز
 سبق الجد الینا نزل الحب علینا
 جلوه ساقی
 یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
 دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
 ای در غم تو به سوز و یارب
 دلم تنگ است غوغا می کنم يار

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۱

اگر می شد

اگر ميشد كه دردم را برايت گريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم

جوانی را وفا را عشق را ديوانگی ها را
بنام آرزو در يك لقايت گريه می كردم

اگر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو می نشستم از جفايت گريه می كردم

لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كردم

اگر عيبی ترا نسبت نمی شد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كردم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهروز:

khaili ghashang hast mofagh bashid




یاسین منصوری:

Salam




اوكتاى:

چه شعر قشنگ و دلنشين. روحش شاد و يادش گرامى باد!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *