+ - x
 » از همین شاعر
1 گرد راه
2 آزادی
3 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
4 انتظار
5 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
6 دریا
7 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
8 در انتحار لحظه ها
9 سفر بخير برو
10 عشق چیست؟

 » بیشتر بخوانید...
 بدزد گردن بی مغز برفراخته را
 چه نزدیک است جان تو به جانم
 صبر با عشق بس نمی آید
 بخش پانزدهم
 شنا كن مسیر رودی را كه از چشم های كوه شروع شد
 ای بلا جویان کوی انتظار
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری
 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
 صاحب اساس بودم و گشتم ملنگ هم
 مرحبا ای پرده تو آن پرده ای

۴.۲
امتیاز: ۴.۲ | مجموع آراء: ۲۱

اگر می شد

اگر ميشد كه دردم را برايت گريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم

جوانی را وفا را عشق را ديوانگی ها را
بنام آرزو در يك لقايت گريه می كردم

اگر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كردن
دو زانو می نشستم از جفايت گريه می كردم

لبانت گر به تكليفی ز نامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كردم

اگر عيبی ترا نسبت نمی شد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كردم


تا کنون ۳ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

بهروز:

khaili ghashang hast mofagh bashid




یاسین منصوری:

Salam




اوكتاى:

چه شعر قشنگ و دلنشين. روحش شاد و يادش گرامى باد!!




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *