+ - x
 » از همین شاعر
1 تموزباره
2 بشوی احساس و عینک ها و چشمان را
3 عصر بی فال
4 چراغ هوش
5 ترا من انتظارم
6 دست الفت
7 بوسه گاه رحمت
8 سیاهی هوش
9 تن کهنه قصر بلخم
10 ای نورس شرقی

 » بیشتر بخوانید...
 گاویست در آسمان و نامش پروین
 مرا پرسی که چونی بین که چونم
 تبسم
 گر دست دهد ز مغز گندم نانی
 نگارا تو در اندیشه درازی
 دل و جان را در این حضرت بپالا
 هزار جهد بکردم که یار من باشی
 نگارا لباس قشنگ تو خوش
 خط جبین ماست هماغوش نقش پا
 نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

اگر با تو نبودم، غنچه ای در آب میدادم
و گلبانگ محبت را، به هر محراب میدادم

اگر با تو نبودم، مهر و مه را میسرودم من
سر گیسوی ابهامی، به هر سو تاب میدادم

اگر با تو نبودم، دل به بند آب و گِل بسته
شمیم تلخ بلخ و کندز و کولاب میدادم

اگر با تو نبودم، در غبار خواهش نفسی
سلام صبح آمو را، به هر مرداب میدادم

اگر با تو نبودم، حجم سبز لحظه هایم را
به هنگام شفق، در ناله ی مرغاب میدادم

اگر با تو نبودم، چون روان جاری ِ دریا
نسیم خنده ی موجی، به هر گرداب میدادم

اگر با تو نبودم، غربت هستی چه سنگین بود
که غافل از نفس، دستی به هر تالاب میدادم

اگر با تو نبودم، خویش را گم کرده ازحیرت
جواب حسن بیداری، به چشم خواب میدادم

اگر با تو نبودم، در پی هر خدعه ی رستم
شکست خویش را با پیکر سهراب میدادم

اگر با تو نبودم، بودنم هرگز نبود آسان
که پبوند نگین خاک با مهتاب میدادم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *