+ - x
 » از همین شاعر
1 سبز و نغز و مغز
2 یک روز
3 فریاد خسته
4 ابریشم و عصل
5 قصیده ی نور
6 باژگونی
7 تن کهنه قصر بلخم
8 دست الفت
9 احتفال وضع
10 شب های سپهر ما

 » بیشتر بخوانید...
 ناودانها
 تابکی گردم از آن دلبر خودکام جدا
 یازدهم
 ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
 آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
 او سپهر و من کف خاک او کجا و من کجا
 بانگ تسبیح بشنو از بالا
 لی حبیب حبه یشوی الحشا
 همچو سر روان جريده برو
 ز هدهدان تفکر چو در رسید نشانش

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

بنویس دفترت را
تا پیش از آن بمیری
چون حرمتی به سوگند
با یک دعا، حیاتت
گردد به آهی کوکبند.

بنویس دفترت را
تا پیش از آن شوی خاک
در خوشه های انگور
در شیشه های «کنیاک».

بنویس دفترت را
تا پیش از آنکه چارسو
گردد تهی ز هر سو
غمبر بزن به آهنگ
آن حرف کفترت را
بنویس دفترت را.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *