+ - x
 » از همین شاعر
1 وطن
2 ابریشم و عصل
3 بوسه گاه رحمت
4 مه نشین عاطفه
5 شعور سبز
6 حرارت دادن واژه
7 بوسه گاه عاطفه
8 با هوش پدر
9 احتفال وضع
10 چراغ هوش

 » بیشتر بخوانید...
 سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
 سرم را چُرت دربستی گرفته
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
 تمام اوست که فانی شدست آثارش
 پیش از تو
 غمت بهانۀ خوبی برای خودكُشی است
 نغمه ی روسبی
 فرصتی داری ز گرد اضطراب دل برآ
 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد
 تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

تا جمجمه ی تاریخ پر گشته ز خاک تو
در شیشه نمی گنجد آن نشه ی تاک تو
گم کرده رهش عالم در کوچه ی باغ تو
نا خورده یکی سیبی، آزرده ز ناک تو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *