+ - x
 » از همین شاعر
1 سلام حق
2 چراغ گل
3 تبسم های زخم وحشت
4 قصیده ی نور
5 دست الفت
6 مهار تبسم
7 نگارستان
8 ترا من انتظارم
9 سبز و نغز و مغز
10 ترازوی طلایی

 » بیشتر بخوانید...
 هفتاد و دو تیغ
 صبح ازل شب ابد نيست بجز دو شهپرم
 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زاده ای
 از بار درد سرو قدم بی نمود شد
 بیا کامروز ما را روز عیدست
 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
 صدای مرا می شنوی؟
 نگرید مرد از رنج و غم و درد
 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت
 دیدن روی تو هم از بامداد

۳.۶
امتیاز: ۳.۶ | مجموع آراء: ۵

ارغوانی ترین ترنم صبح
روح اسپیده در نگاره ی آب
نغمه ی پیش نواز خواب نبات
آشنا ساز روز نو به درخت
هوش بیداری و نیایش باغ
در نوای چکاوک است حیات

آسمانی ترین قصیده ی نور
که ز بانگ امام می گذرد
می دود تا به کشتزار شفق
می کند از فضای ماه عبور
چهره ی هستی را مساژ کنان
می نهد عکس حس به قاب شعور


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *