+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر با تو نبودم
2 کوچه ی ما
3 ترا من انتظارم
4 تماس پای خورشید
5 احتفال وضع
6 راگ وسواس
7 واژه ی منفی
8 تبسم های زخم وحشت
9 باژگونی
10 بوسه گاه عاطفه

 » بیشتر بخوانید...
 ماه امشب كاملن بر چهره ات تابیده بود
 متهم کیست
 هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت
 اگر دوباره نیایی
 چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
 ز مهجوران نمی جویی نشانی
 باژگونی
 ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
 مبارک باد بر ما این عروسی
 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

روزی که بسپارد نفس آن مه نشین عاطفه
تبخیرهای آب گرم بوسد جبین عاطفه

دیوارهای آفتاب سایه تند در جلد آب
گلخانه ها خشکد ز غم پوشد زمین عاطفه

بارانی گردد رابطه اندیشه ها خیزد به پا
در خویش خودرا گم کند جانا رهین عاطفه

دربان ها گردد زیاد گوید بلی هر گه به باد
آرد صداهایش به یاد جان و طنین عاطفه

نقشی شود در سجده ها فقدان خاطرخواه او
تسبیح گردد در زبان نام و نگین عاطفه

احساس ها زنده شود اشکی به بی دردی دهد
آن لحظه یی برهم خورد خواب شهین عاطفه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *