+ - x
 » از همین شاعر
1 قصیده ی نور
2 بنویس...
3 مرهون بعثت
4 حرارت دادن واژه
5 تموزباره
6 برگ عمر
7 طعنه ساز
8 یک روز
9 نگارستان
10 هر ثانیه چو قرن بمیرد

 » بیشتر بخوانید...
 فرار
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است
 برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
 دوش بزمم رشک فردوس بر بينی بود بس
 بین دو بیداری
 کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
 پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
 اگر ز ديدۀ غيرت حجاب می سپارد
 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
 جهان مهر و مه زناری اوست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

مرا دریاب
که بیدارم برای تو
به هنگامی درختان می روند در خواب

مرا دریاب
که بیدارم برای تو
به هنگامی که خورشید می مکد شرم و حیای آب

مرا دریاب
که بیدارم برای تو
به هنگامی که شب استاره را بیند به زیر چادر مهتاب

مرا دریاب
که بیدارم برای تو
به هنگامی که برگ سبز می نوشد تمام شیره ای آداب

ترا من انتظارم تا بیآیی
کنم رخسار تو در سینه ام قاب


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *