+ - x
 » از همین شاعر
1 دیگر برای شعر و غزل آفرین مگو
2 به باغ، دشت، زمین، گل سلام باید كرد
3 هم حرف و هم سخن همگی اقتباسی اند
4 من تاجر شمایم و كالاى من وفاست
5 شاعر، غزل بگو، که غزل خوان هنوز هست
6 اینجا دلی ز آینه محروم شد، رفیق
7 گفتم كه گرد خود خط قرمز كنم،نشد
8 باران زد و به خاطر باران دلم گرفت
9 خانه دل سرد گشت و گرمی گفتار کو

 » بیشتر بخوانید...
 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری
 اضحکنی بنظرة، قلت له فهکذی
 کور و کر می خواهمت نی کور و نی کر می شوی
 ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
 دیگر از عبور در حاشیه خسته ام
 مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
 سیگار
 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
 اگر چرخ وجود من ازین گردش فرو ماند
 بخش شانزدهم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیگر برای شعر و غزل آفرین مگو
زیبا اگر چه هست تو زیباترین مگو

شعر مرا بگیر و برای خودت بخوان
تحسین و دلنشین و...دیگر بیش از این مگو

زیبا نگاه می کنی زیباست چشم تو
از روی مهربانی خود این چنین مگو

آیینه بودنم، که خلاف قوانین است
لطفی کن و حکایت این سرزمین مگو

آنجا برای شعر و غزل جای خوب نیست
جایی که خوب نیست، تو هم بهترین مگو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *