+ - x
 » از همین شاعر
1 دل چون ز لبت شراب خواهد
2 لبم از نوش او شکر چیند
3 روزم به هجر تو بصفت چون شب آمده است
4 هوای وصل جانام گرفته است

 » بیشتر بخوانید...
 طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
 مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد
 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
 من رای درا تلالا نوره وسط الفاد
 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
 فریاد ز یار خشم کرده
 جان و جهان، چو روی تو در دو جهان کجا بود؟
 اگر خواهی مرا می در هوا کن
 صلاح کار کجا و من خراب کجا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


دل چون ز لبت شراب خواهد
درد از جگرم کباب خواهد

در آب دو دیده غرق گردد
هر تشنه که از تو آب خواهد

گنج تو درین دل خرابم
خود گنج وطن خراب گردد

حاشا که دل خطا پرستم
یک کار مرا صواب خواهد

رچشم حسن حواله می کن
هر کو ز تو در ناب خواهد

ذره ز وجود خویشتن گفت
آن باشد کافتاب خواهد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *