+ - x
 » از همین شاعر
1 گریه ی انگور ها در جام ها
2 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
3 زندگی بشتافت، یا من؟
4 در سوگ استاد شکوری
5 ای دوست خدا حافظ
6 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
7 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
8 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
9 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
10 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا

 » بیشتر بخوانید...
 طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
 آمد سرمست سحر دلبرم
 درین گلشن
 جرم رهی دوستی روی تست
 همچو گل سرخ بر و دست دست
 بیست و پنجم
 لب تو شیره ی انگور و گُل تریاك است
 ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش
 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
تن افسرده را جان می شوی آهسته آهسته

امید – این شمع در حال خموشی را
عجب زیبا نگهبان می شوی آهسته آهسته

مرا که درد عشق از دل فراری بود تا این دم
تو چون آیینه گردان می شوی آهسته آهسته

ترا در غربت احساس خود مهمان دل کردم
چو صاحبخانه میزبان می شوی آهسته آهسته

دگر نامحرمی هرگز نمی آید به ملک دل
در این ویرانه دربان می شوی آهسته آهسته


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *