+ - x
 » از همین شاعر
1 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
2 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
3 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
4 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
5 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
6 ای دوست خدا حافظ
7 گریه ی انگور ها در جام ها
8 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 در سوگ استاد شکوری

 » بیشتر بخوانید...
 چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
 مرگ نجار
 بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
 چهل و چهارم
 ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
 آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن
 سیه چادر مرا پنهان ندارد
 داغ عشقم ، نیست الفت با تن آسانی مرا
 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست
 آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *