+ - x
 » از همین شاعر
1 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
2 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
3 زندگی بشتافت، یا من؟
4 من زمستان وطن را یاد کردم
5 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
6 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
7 در سوگ استاد شکوری
8 گریه ی انگور ها در جام ها
9 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
10 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل

 » بیشتر بخوانید...
 جانا به غریبستان چندین به چه می مانی
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 یک آه سرد نیم شبی از جگر برآ
 آن جا که چو تو نگار باشد
 شوهرم قریه دار کوچه ماست
 آتشی از تو در دهان دارم
 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
 چند بوسه وظیفه تعیین کن
 انجیرفروش را چه بهتر
 آن شمع چو شد طرب فزایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *