+ - x
 » از همین شاعر
1 ای دوست خدا حافظ
2 من زمستان وطن را یاد کردم
3 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
4 گریه ی انگور ها در جام ها
5 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
6 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
7 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
8 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
9 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
10 زندگی بشتافت، یا من؟

 » بیشتر بخوانید...
 مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم
 ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
 روز رویدن لاله به باغ
 من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
 هله ای کیا نفسی بیا
 دیار آخرین
 رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
 معنی طاهاست صورت بای بسم الله را
 لحظه های خموش
 چشم تو ناز می کند، ناز جهان تُرا رسد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
ای عشق، اجتهاد تو را گریه می کنم

در تربت بهشتی مادر شکفته ای
احیای برتضاد تو را گریه می کنم

تو بوده ای و بوده ام اندر جهانِ شِرک
ایمان و اعتقاد تو را گریه می کنم

در گریه های خنده ی اندوه مرثیه
سوگ و عزای شاد تو را گریه می کنم

اکنون وجود تو خون است و روح و جان که من
اعجاز اتحاد تو را گریه می کنم

با گریه ها که خنده ی تقدیر آسی اند
پایان امتداد تو را گریه می کنم

دانم که عاقبت آهسته می کُشی مرا
آغاز انعقاد تو را گریه می کنم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *