+ - x
 » از همین شاعر
1 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
2 من زمستان وطن را یاد کردم
3 ای دوست خدا حافظ
4 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
5 در سوگ استاد شکوری
6 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
7 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
8 زندگی بشتافت، یا من؟
9 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
10 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک

 » بیشتر بخوانید...
 آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
 ای دلبر بی صورت صورتگر ساده
 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را
 قد کوتاه حقم را که دیدم
 گمگشته
 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا
 به پور خویش دین و دانشموز
 گر زان که نه ای طالب جوینده شوی با ما
 خواجه چرا کرده ای روی تو بر ما ترش

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟

بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟

پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟

تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟

رو به رویم سدّ و بن بست
جاده پایان یافت یا من؟

پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *