+ - x
 » از همین شاعر
1 زندگی بشتافت، یا من؟
2 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
3 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
4 در سوگ استاد شکوری
5 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
6 ای دوست خدا حافظ
7 من زمستان وطن را یاد کردم
8 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
9 گریه ی انگور ها در جام ها
10 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا

 » بیشتر بخوانید...
 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
 بازی
 ای دم به دم مصور جان از درون تن
 کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
 بوی باغ و گلستان آید همی
 بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
 سوگیانه
 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان ها سم
 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
 ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من آمدم به خانه ات،مادر کجای تو
می بوسم آستانه ات، مادر کجای تو

دروازه سخت بسته و در حولی× از چه نه
آن دلگشا نشانه ات، مادر کجای تو

از غربت جدای ها چون جوجه آمدم
مشتاق آب و دانه ات، مادر کجای تو

دیشب به باغ گلفشان در خواب من، پدر
دستش به روی شانه ات،مادر کجای تو

آوه، چه سخت بوده است بی مادری، بیا
با قصه و فسانه ات، مادر کجای تو

بی تو غریب و بی کس و آواره می میرم
با یاد آشیانه ات، مادر کجای تو؟

× حولی - حیاط خانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *