+ - x
 » از همین شاعر
1 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
2 زندگی بشتافت، یا من؟
3 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
4 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
5 گریه ی انگور ها در جام ها
6 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
7 من زمستان وطن را یاد کردم
8 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
9 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
10 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو

 » بیشتر بخوانید...
 چاقو بزن! بریزان، از سینه آه آدم
 قومی متفکرند اندر ره دین
 بهر شهوت جان خود را می دهی همچون ستور
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 واژه ی پنج حرف
 در رزم زندگی
 چه نزدیک است جان تو به جانم
 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
 دل سراپرده محبت اوست
 عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من آمدم به خانه ات،مادر کجای تو
می بوسم آستانه ات، مادر کجای تو

دروازه سخت بسته و در حولی× از چه نه
آن دلگشا نشانه ات، مادر کجای تو

از غربت جدای ها چون جوجه آمدم
مشتاق آب و دانه ات، مادر کجای تو

دیشب به باغ گلفشان در خواب من، پدر
دستش به روی شانه ات،مادر کجای تو

آوه، چه سخت بوده است بی مادری، بیا
با قصه و فسانه ات، مادر کجای تو

بی تو غریب و بی کس و آواره می میرم
با یاد آشیانه ات، مادر کجای تو؟

× حولی - حیاط خانه


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *