+ - x
 » از همین شاعر
1 من زمستان وطن را یاد کردم
2 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
3 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
4 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
5 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
6 ای دوست خدا حافظ
7 همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
8 در سوگ استاد شکوری
9 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
10 زندگی بشتافت، یا من؟

 » بیشتر بخوانید...
 من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه
 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
 سلام الله ما کر اللیالی
 من به سوی باغ و گلشن می روم
 نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
 پیش از شیوع چشم تو اینجا اجل نبود
 اشک
 پریدن از سر بامی به بامی
 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
 از این تنگین قفص جانا پریدی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
با وعده های بی ثمر همراه بیرون می شوی

د یگر مرا یاد رخت بی خود نمی سازد ز خود
چون "ماه نخشب" بی اثر از چاه بیرون می شوی

در کنج دل از بهر تو کاخ و جلالی داشتم
اکنون چو کوچی ها از این درگاه بیرون می شوی

گفتی که همراه منی در راه شعر و شاعری
ناخوانده این شعر مرا، گمراه بیرون می شوی

در غلّه زار عشق تو یک خوشه بار آور نشد
از خرمن پرحاصلم چون کاه بیرون می شوی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *