+ - x
 » از همین شاعر
1 ای دوست خدا حافظ
2 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
3 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
4 من زمستان وطن را یاد کردم
5 در سوگ استاد شکوری
6 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
7 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
8 زندگی بشتافت، یا من؟
9 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
10 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته

 » بیشتر بخوانید...
 آخر گهر وفا ببارید
 روزگاربی عشق!
 شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
 نه من چين و نه جاپان می روم يار
 پدرم
 غزل ز پردۀ گل ميتوان رساله ء بلبل
 بی تویی
 بوسه گاه عاطفه
 دگراندیش
 گردون ز زمین هیچ گلی برنارد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
می روم در بی خودی از خویش عاری می شوم

می کُشم این بودن چون سایه بی نقش و اثر
یک ترورستی ز نوع انتحاری می شوم

تا نسازد شعرم از چنگیز یک نوشیروان
فتو شاپ خامه را میکروب هاری می شوم

ساده بودم، ساختم آیینه ها از دوستی
اینک از نومیدی روی خود غباری می شوم

شرط باقی ماندنم در جنگلستان این بوَد
چوب داری می شوم یا زیب داری می شوم

بعد از این گم می شوم از جمع این بی آبرو
در ردیف چشمه ها چون اشک جاری می شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *