+ - x
 » از همین شاعر
1 من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
2 مرا در سینه سلطان می شوی آهسته آهسته
3 بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
4 گریه ی انگور ها در جام ها
5 در سوگ استاد شکوری
6 تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
7 یر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
8 به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
9 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
10 ای دوست خدا حافظ

 » بیشتر بخوانید...
 بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
 قضا آمد شنو طبل نفیرش
 ای دوش ز دست ما رهیده
 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
 روزن دل! آه چه خوش روزنی
 خورشید قاتل است
 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
 روزی كه او به دور خودش « بیر و بار » داشت
 شبانه
 دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
می روم در بی خودی از خویش عاری می شوم

می کُشم این بودن چون سایه بی نقش و اثر
یک ترورستی ز نوع انتحاری می شوم

تا نسازد شعرم از چنگیز یک نوشیروان
فتو شاپ خامه را میکروب هاری می شوم

ساده بودم، ساختم آیینه ها از دوستی
اینک از نومیدی روی خود غباری می شوم

شرط باقی ماندنم در جنگلستان این بوَد
چوب داری می شوم یا زیب داری می شوم

بعد از این گم می شوم از جمع این بی آبرو
در ردیف چشمه ها چون اشک جاری می شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *