+ - x
 » از همین شاعر
1 در پله ها
2 گلاویز با خود
3 تقلا در تهی
4 نا تسلیم
5 چراغ اندیش
6 در ازدحام درد
7 جهنم در جزیره
8 انسان نامریی
9 پگاه
10 بی دروغ

 » بیشتر بخوانید...
 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
 زمانه کار او را میبرد پیش
 تعویذ
 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
 پاس و لحاظ و مردمی مردمان نماند
 اندرآ عیش بی تو شادان نیست
 روزگارت غرق دلتنگی و ناچاری شده
 برخیز و بزن یکی نوایی
 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
 بخت من بيدار چشمم مست خواب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *