+ - x
 » از همین شاعر
1 گلاویز با خود
2 عید تلخ
3 خواب ناتکرار
4 چراغ اندیش
5 جهنم در جزیره
6 خودکاوی
7 در میان دو تهی
8 در پله ها
9 نا تسلیم
10 انسان نامریی

 » بیشتر بخوانید...
 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
 بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
 آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
 هرکه آتش من دارد او خرقه ز من دارد
 شد روزها که باز جمالت ندیده ام
 سلامی چو بوی خوش آشنایی
 عقلنامه
 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
 چشم تو خواب می رود یا که تو ناز می کنی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کاش تا از جنس فردا باوری می داشتیم
در دل دیوار ها زخم دری می داشتیم

شوق پروازی اگر می بود ز این زندان یأس
زیر دیوار قفس، مشت پری می داشتیم

خویش نوح انگاشتیم و خشم و توفان کا شتیم
کاش هم از غیب، بخت لنگری می داشتیم

نغمه ی مارا هیاهوی لب بیگانه کشُت
کاش بر آوازه ها، گوش کری می داشتیم


جنگلی در ماست، آتش̊ کشت و خرمن̊ دود، کاش
تا به قدر برگ سبزی کشوری می داشتیم

...

کودکان میراث داران جوانمرگی و جنگ
کاش هم از نسل عاشق، لشکری می داشتیم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *