+ - x
 » از همین شاعر
1 نارسیده به سکوت
2 فرار
3 چراغ اندیش
4 از باغ تا بن بست
5 بیتویی های من
6 شکر خدا
7 من و اختیار
8 در میان دو تهی
9 فریادی از کوچه
10 آنسوی شعر

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی این جا هست ای مولا بلی
 چه كسی بود مرا برده و در گور انداخت
 روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
 عاشقی بر من پریشانت کنم
 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
 با چنین رفتن به منزل کی رسی
 نک بهاران شد صلا ای لولیان
 اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به خانه باز نگردد دل فراری من
من و جزیره ی متروکِ انتظاری من

نشسته ام به تماشای عنکبوت سیاه
فشرده می شود امشب گلوی داری من

به روی فاصله ها پرده می کشم از ترس
هزار خانه ی غم، سینه ی اناری من

خودم به باغ خودم،مرگ و درد می کارم
تبر شگوفه زده در وطن تباری من

به جنگ می طلبم رِند پشت آیینه را
چه جنگ مسخره یی! مشت و سنگباری من

به پشت پنجره ام، چشم دزد دریایی ست
تفنگ گنگ من و زخمِ دارداری من

...

اگر چه پَر زده ام تا به اوج قله ی عشق
هنوز بوی قفس می دهد، قناری من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *