+ - x
 » از همین شاعر
1 فاصله، معنی دیگر شب
2 شب و هذیان و تنهایی
3 تقلا در تهی
4 از باغ تا بن بست
5 من و اختیار
6 آنسوی اضطراب
7 از شب تا فردا
8 عید تلخ
9 از تو چه پنهان
10 در میان دو تهی

 » بیشتر بخوانید...
 آمد آمد در میان خوب ختن
 رفتیم بقیه را بقا باد
 اشتباه باور
 من و من
 اندر مذمت انواع آزادی
 اژدها
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *
 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
 این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
 عجب آن دلبر زیبا کجا شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روزهای پُر آفتابم را، در شب بی حدود گم کردم
آتشم، تاج شعله ی خود را، بی تو در جنگ دود گم کردم

پیله ی خود تنیده ی دردم،عشقِ ابریشمی چو خوابی بود
آن کسی که به حجم دیوارم، پنجره می گشود، گم کردم

سرد و خاموش و خسته ام بی تو، بیچراغی شکسته است مرا
شاعری را که در سیاهی شب، روشنی می سرود، گم کردم

زندگی جنگ و صلح تکراری، و من آن جنگجوی قربانی
آنکه فریاد هر شکست مرا، از لبم می ربود، گم کردم

جستجویم از آفتاب تهی، از عبادت سرم بلند نشد
عشق در اوج آسمان ها بود، قبله را در سجود گم کردم

فاصله انتظار جانفرسای، چارسویم مسیر بن بستی
راه فردایی رسیدن را، چقدر بی تو زود گم کردم

...

خنده های تو روز های مرا، بیغروب آفتاب می بخشید
سه صد و شصت و پنج آیینه را، که شبیه تو بود، گم کردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *