+ - x
 » از همین شاعر
1 بیتویی های من
2 تعبیر بی خوابی
3 فاصله، معنی دیگر شب
4 در پله ها
5 فرا انتظاری
6 قصه یی برای کودکم
7 لحظه های گم شده
8 تلخ و شیرین
9 اضطراب آیینه
10 دو بن بست

 » بیشتر بخوانید...
 چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
 ناگهان اندردویدم پیش وی
 مسلمانی که داند رمز دین را
 الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی
 در خانه نشسته بت عیار کی دارد؟
 گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
 معراج اوج رفعت ايوان صبحگاه
 دیوانه یی در من
 ای بلا جویان کوی انتظار
 آبنوش سپیده

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۶

دورم کن از تنهایی و یادم بده روشن شوم
سرمایی ام، آتش بزن، کز عشق پیراهن شوم

چون چشمه ی بی رقص آب از یاد باران رفته ام
دریا شدن یادم بده، تا معنی ی رفتن شوم

در ابتدایم بیتویی، در انتهایم فاصله
کاری بکن با هستی ی بیهوده ام دشمن شوم

هر صبحدم با خنده یی بدرود میگویم به شب
تا در عبور از درد خود، مفهوم یک روزن شوم

در جستجوی نیمه ام، آن سوی فردا می روم
آنقدر می پالم تو را، تا كه تهی از من شوم

...

از نسل تسلیم نیستم عشق است آنسوی گناه
بگذار با تو تا خدا، گندم شوم، خرمن شوم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *