+ - x
 » از همین شاعر
1 دست های تو با همین سرخی روی دستان داغ من شاید
2 یاد ابر های گذشته بخیر
3 هولی روز های پاییز است، دامن باد ها پر از رنگ است
4 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
5 آسمان کوچه از مهتاب خالی می شود

 » بیشتر بخوانید...
 هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
 چند روز است که شطرنج عجب می بازی
 سی و یکم
 سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
 به خاک تیره آخر خودسریها می برد ما را
 تو چه دانی که ما چه مرغانیم
 مشکل
 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
 تمام روز، تمام شب

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
یک غزل تا به تباهی و جدایی، لیلا

پنج بیتی که به قول تو شباهت دارد
گره افتاده به احساس گدایی، لیلا

چار بیتی که چنان چار کنار گور است
تو شده در نفسم تا تو برایی، لیلا

دو سه بیتی نگران مانده که ترکم بکنی
به وداعی که دگر باز نیایی، لیلا

بعد ازاین جوره دو بیتی که بپایان برسد
هر قدر نعره زنم هیج نپایی، لیلا

مصرعی مانده که در مرگ خودم چیغ زنم
مصرعی نیست دگر، آی کجایی لیلا؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *