+ - x
 » از همین شاعر
1 از ما به ا بر و باد و بهاران سلام با د
2 سونامی فریاد
3 برج زهرمار
4 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند
5 کور خواندی
6 تلاش کرگسان
7 چهار بیتی ها بخش یکم
8 تبار وسوسه ها
9 گفتی که باز، بسته ی زنجیر می شویم
10 سرافرازی ذلت

 » بیشتر بخوانید...
 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
 رشته های پولادین
 خیابان
 دوش چه خورده ای بگو ای بت همچو شکرم
 از فراق شمس دین افتاده ام در تنگنا
 بین دو بیداری
 ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
 گر زرین كلاهی عاقبت هیچ
 یا ولی نعمتی و سلطانی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


ای بلا جویان کوی انتظار
چشم من همفکر امید شماست

توشه ی شب را به آتش می کشد
شعله ی عشقی که خورشید شماست

آنچه از چشم افق افتاده است
آسمان محور دید شماست

صیقل آیینه احساس من
انعکاس لحن ناکید شماست

شب در آغوش عطش لولیده است
در هوای صبح تردید شماست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *