+ - x
 » از همین شاعر
1 مادرم خسته و تنها و خموش
2 طرح یک خالق زن
3 من مرگ غفلتم
4 زنده گی عشق من است
5 بهار چیست؟
6 سرود کوهساران
7 بیا زرتشت
8 روز پایان جهان
9 شام جدایی
10 وگاهی زندگی پرواز را ماند

 » بیشتر بخوانید...
 شب و روز از پی سودای گيسوی تو می آيد
 بر قله ی کهسار، درختی برپاست
 صد دل و صد جان بدمی دادمی
 ای کاش که جای آرمیدن بودی
 ساقیا باده چون نار بیار
 گل کو
 امسال بلبلان چه خبرها همی دهند
 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
 الا ای شمع گریان گرم می سوز
 جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی

زندگی روزییست پایانش شبی
یا شبی بی انتها

زندگی شادیست، پایانش غمی
یا غمی بی انتها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *