+ - x
 » از همین شاعر
1 سرود کوهساران
2 یک واپسین درود
3 گلوی قلمم
4 من و یک گوشه تنهایی
5 بخوان شعرم
6 شام جدایی
7 بشنو تو برتری
8 مرا در واژه ها جویید
9 در ماتم بیان در زایش زبان
10 طرح یک خالق زن

 » بیشتر بخوانید...
 منم غريب و ز من سيم و زر نمی ماند
 فضول گشته ام امروز جنگ می جویم
 از ذوق نيست يکنفسی کام را قرار
 رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود
 ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب
 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
 خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
 دیوانه نمودم دل فرزانه خود را
 خودی روشن ز نور کبریائی است
 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی

زندگی روزییست پایانش شبی
یا شبی بی انتها

زندگی شادیست، پایانش غمی
یا غمی بی انتها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *