+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا زرتشت
2 بهار چیست؟
3 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
4 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم
5 شام جدایی
6 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
7 مرگ غم
8 من مرگ غفلتم
9 مرگ زیباست
10 حنجر و گوش و نگاه

 » بیشتر بخوانید...
 جانا بیار باده و بختم تمام کن
 آن کس که به دست جام دارد
 در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
 آمد آمد در میان خوب ختن
 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
 امشب پریان را من تا روز به دلداری
 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
 تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
 شاها بکش قطار که شهوار می کشی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی

زندگی روزییست پایانش شبی
یا شبی بی انتها

زندگی شادیست، پایانش غمی
یا غمی بی انتها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *