+ - x
 » از همین شاعر
1 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
2 خنده فروش
3 باور و آرزو
4 من و من
5 دست پلید غم
6 بهار چیست؟
7 واژه های تلخ و سنگینم
8 مرگ نجار
9 مرا در واژه ها جویید
10 من از ساحل گریزانم

 » بیشتر بخوانید...
 ورا خواهم دگر یاری نخواهم
 جنگجوی پیر
 ولی اینگونه نی
 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
 تو جانا بی وصالش در چه کاری
 به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
 آمدم باز تا چنان گردم
 عمری خيال بستم يار آشنائيت را
 اصلاً چرا؟

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

زندگی


وگاهی زندگی پرواز را ماند
به اوج بیکران بیکرانی ها

و گاهی بیشتر از واژه ی هم نیست
- کوشیدن -
و یا چند واژه ی دیگر
بسان
عشق، آگاهی، امید و آرزو، شادی
و گاهی هم کسانی زندگی را درد می خوانند


و گاهی زندگانی جمله ی باشد
بسان
دست یازی تا بلندی ها، تا ژرفا
و یا هم تا بلندی های نا بالا و تا ژرفای نا ژرفا

و گاهی این معما را
معما دوست داران هیچ می خوانند
ولی این هیچ هم زیباست


دانشگاه آزاد
امستردم 26-10-2006
گاه: 23:00


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *