+ - x
 » از همین شاعر
1 دو دست پاک خدا شست گیسوانم را
2 تا بهار آرزوهای مرا گلباررویا میکنی
3 گل کرده سبز ناز خیالت به خانه ام
4 یک دامن بهار
5 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من

 » بیشتر بخوانید...
 اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی
 از عموهایت
 آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی
 در فاصله ها
 ساقیا بی گه رسیدی می بده مردانه باش
 غدیر
 صبح است ز خرمی جهان می خندد
 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
 دوتا نگاه
 مشکن دل مرد مشتری را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


از کوچه های سردِ پریشان مگو برام
از گریه از شقاوت باران مگو برام

از خانه های تلخ ِ پُر از دود و اشک و آه
از شاخه ی شکسته ی عریان مگو برام

از یاد های لذت ِ دریاچه، عطر نان
زیبایی تبسم و آرام ِ دلستان

از آفتابیی سحر از سمت روشنی
از ماه، از ستاره بگو، جان ِ جان ِ جان

لبریز لحظه های خموشی یی غربتم
ابری و بیقرار، شکیبایی یی خزان

ای شر شر ِ ترنم رود،ای صدای مهر!
ای هم نژاد چشمه و خورشیدو آسمان

یک دانه گک نگین صمیمانه ی غرور
با بوسه ی به گردن و بر صورتم نشان

من از ترانه، زمزمه، آیینه از بهشت
گلریزم ای رهایی یی آبیی بیکران

لحن پرنده، وسعت ابریشم بهار
ای یار با تو گشته تنم تا کِران کِران


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *