+ - x
 » از همین شاعر
1 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
2 گل کرده سبز ناز خیالت به خانه ام
3 دو دست پاک خدا شست گیسوانم را
4 یک دامن بهار
5 تا بهار آرزوهای مرا گلباررویا میکنی

 » بیشتر بخوانید...
 ای عربده کرده دوش با من
 عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
 در این خانه کژی ای دل گهی راست
 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
 می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان
 رو به روی تو زبانم بند می ماند عزیز!
 قلب همت
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا
 دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا بهار آرزوهای مرا گلباررویا میکنی

زندگانی می نگاری مهربانا! شورِ دریا میکنی

میشوم همبال سار، همرنگ مه، دیبای دل، سوز غزل

تا وسیع لاله ها پهنای باغ از عشق غوغا میکنی

میشوی آیینه میبینم حضور روشنی را در دلت

میبری با خود مرا عاشق ترین ناز تمنا میکنی

بوی گندم، لهجه ی پروانه ها گلواژه ی پرواز را

دلفریب جاریی بال پرستو های آواء میکنی

در طنین پرده ی ساز در لطیف شعر و آهنگ عشق را

می نوازی جلوه ی پاک خداوند و مسیحا میکنی

از سکوت در بی بهار دور، یاس عاشق دریاچه را

تازه از عطر نسیم دل گوارای هریوا میکنی

میگشایی از تنش صد ها گره تلخ و اندوهبار درد

در نگاهش وسعت زیبای خورشید سحر وا میکنی

گریه هایش را به موج دلربای نغمه میخوانی به مهر

دامنش را گلشن رنگین یک صبح فریبا میکنی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *